چون خواست که بازگردد، مرکب نفخه طلب کرد تا برنشیند، که او پیاده نرفته بود و سوار آمده بود. مرکب نیافت. نیک شکسته‌دل شد. با او گفتند که:‌ «ما از تو این شکسته‌دلی می‌خریم.»

قبض بر وی مستولی شد، آهی سر برکشید. گفتند:‌ «ما تو را از بهر این آه فرستاده‌ایم!»


> (همچنان) مرصادالعباد - داستان آفرینش آدم - نجم‌الدین رازی.